تارخ انتشار مطلب: سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۷
273 بازدید
امتیاز :

شلمچه، دشتی برهوت، پلکانی به سمت آسمان

وبگاه “قلمدون” نوشت: از سری خاطرات قلمدون در بخش فرهنگ و مقاومت بهمن سال ۸۲ هوا در حال تاریک شدن است، هنوز پشت میز منتظرم تا گالیا وسایلش را جمع کند و برویم. عادت کرده ایم از کوچه شاهچراغی تا میدان بهارستان را قدم می زنیم… چشم راستم از صبح می زند. مادربرزگم در این [&hellip

وبگاه “قلمدون” نوشت:

از سری خاطرات قلمدون در بخش فرهنگ و مقاومت

بهمن سال ۸۲

هوا در حال تاریک شدن است، هنوز پشت میز منتظرم تا گالیا وسایلش را جمع کند و برویم.

عادت کرده ایم از کوچه شاهچراغی تا میدان بهارستان را قدم می زنیم…

تحریریه

چشم راستم از صبح می زند. مادربرزگم در این جور مواقع می گوید:«دست راست را بر چشمت بگذار و بگو: به حق سوره تبارک مژه زدنم مبارکم»

با خنده و شوخی دست بر چشم راستم می گذارم و دائم این جمله را تکرار می کنم. می گویم: گالیا از صبح که خبر خیری نشد!‌ بیا امشب از کوچه برلن برویم، خدا را چه دیدی شاید کسی ما را پسندید و عروس شدیم و مژه زدنمان ختم به خیر شد… و باز ابری تپل بالای سر گالیا نقش می بندد. می دانم به چه فکر می کند!‌

مرا در لباس عروسی تصور کرده است، کمی سخت گیرم و به کمتر از دانشمند جواب ” بله” نمی دهم و این هم دست آویزی برای خندیدن او و دیدن من در کنار مردی که مثلا گارسون رستوران است!‌

وقت خارج شدن از در اصلی مؤسسه “حسین قدیانی”  و “امین چیذری” از کنارمان رد می شوند و با تعجب به خنده های مشکوک ما نگاه می کنند.

تو راه یادم می افتد که امتحان کلاسی دانش آموزانم را هم تصحیح نکرده ام و بعد با اخم از سختی کار معلمی می گویم و اینکه ای کاش می شد از تعطیلات پیش رو خوب استفاده کنم.

هنوز چشمم می زند!

 

… ساعتی بعد کنار بخاری نشسته ام. تمام راه را به مسافرت فکر می کردم. ای کاش می شد؛ دلم گرفته است. سخت گرفته از تهران از این شهر خاکستری و آهنین از بچه مدرسه هایی که   من می توانم جای خواهر بزرگشان باشم و همین جوانی ام را دلیلی برای دوستی دانسته و مثل یک معلم با من برخورد نمی کنن رویشان بدهی مرا با اسم کوچک صدا می کنند!‌

معلم ادبیات هستم اما سر کلاس بیشتر اخلاق درس می دهم و این هم به یمن رفتارهای کودکانه بچه هاست که از صمیم قلب دوستشان دارم…

با صدای تلفن از فکر و خیال بیرون می  آیم؛ گالیاست می گوید:«دانشگاه میراث فرهنگی جمعی از دانشجویان را به راهیان نور می برد تو هم می آیی؟»‌

می پرسم: کجا؟

می گوید: راهیان نور

بعد هم توضیح می دهد که سفر با این گروه می تواند هم تفریحی باشد هم زیارتی و هم آموزشی از  شهرهای اراک، لرستان، اهواز که می گذرند سعی دارند وارد شهر شده و آثار باستانی را هم به دانشجویان نشان دهند؛ همین موضوع سفر را طولانی تر هم می کند.

بی معطلی قبول می کنم تا حال سفر راهیان نور نرفته ام.

… سه روز بعد

من، گالیا، فاطمه و چند دختر دیگر به همراه جمعی از دانشجویان دانشکده در دو اتوبوس به سفرمان را آغاز می کنیم.

سفری متفاوت به جایی که می گفتند: « مشهد شهدای ایران است»… من در هبوط گرفتار!!

بیشتر آثار باستانی در اراک را می بینیم، به سمت بروجرد می رویم، آنجا هم مناطق زیبایی دارد میدان بزرگی که نماد آن سماوری زیباست. بازدید علمی از ” فلک الافلاک”؛  “چغازنبیل”، ” پل دختر” … در دو روز سفر رفت به سمت جنوب انجام می شود.

چیزهای زیادی یاد می گیرم انگار که به سفر علمی – باستانی آمده ام.

صدای نوار در اتوبوس با خنده های بچه ها توأم شده است. دست به کاور خبرنگاری ام می برم و از تعدادی پسر و دختر مصاحبه می گیرم.

خلاصه با تمام شادی ها به جنوب می رسیم. شلمچه نخستین جایی است که به آن وارد می شویم.

در نظرم بیابانی بی آب و علف است .

به فکر می روم..

اینجا کجاست ؟ منیره کجا آمده ای ؟ کو مزار شهدا؟ به دنبال تمثالی می گردم! شاید محلی که مشخص باشد برای زیارت!‌ این مردم برای چه گریه می کنند؟

نیم روز را  در آنجاییم. نماز می خوانیم و بعد هم گشتن در این  دشت که برخی از جاهایش هم با سیلاب یا باران حالت گل آلود دارد.

هنوز نمی دانم کجایم ؟

کسی نیست برایمان توضیحی بدهد. برخلاف آن مکان هایی که دیدیم و از تاریخچه و مواد اولیه ساخت بنا و طبقات آن و کاربردهای هر یک حسابی اطلاعات کسب کردیم.

… اما چه حزنی دارد این جا !‌ آفتاب طور دیگری بر این سرزمین می تابد و من اصلا نمی دانم چرا؟ منطقه بکر بکر است . هر جا که می روم جای توپ و ادوات جنگی و .. هنوز دیده می شود.

همین طور جلو می روم و دل در دلم نیست نمی دانم چرا ؟!‌

عجب ! سخت نگران دلم شده ام؛ پر پر می زند اما برای چه!

در مسیر به گودالی بزرگ می رسیم. بالا و پایین رفتن از آن سخت است. ارتفاع بسیاری دارد، مخصوصا برای من، کیسه هایی پلاستیکی کوچک را کنار این گودال گذاشته اند..

از خانمی سؤال می کنم، با این پلاستیک ها چه کنم !‌

می گوید: « دخترم این جا گودال قتلگاه است. تعدادی از سربازان ما اینجا بدن هر کدام با چندین توپ مستقیم تک تک نه بهتر است بگویم ” پودر” شده است! از این  خاک به تبرک ببر و بعد با نگاهی که اطمینانی عجیب در آن بود گفت: شاید دیگر هیچ وقت دستت به چنین خاک متبرکی نرسد.» مثل قتلگاه امام حسین (ع) است.

گودال خیلی عمیق است. بالاخره از آن پایین می آیم از گوشه گودال که هنوز دستی به آن نخورده مشت مشت خاک به درون  کیسه ام می ریزم …خاکش دامن گیر است. چادرم به لبه آهنی که باقی مانده از ادوات درون گودال است؛ گیر می کند، به سختی کشیده می شود اما از سرم نمی افتد.

با هر مشقتی بود از گودال خارج می شوم . خاک همراه دارم اما بصیرت نه!‌

چشمانم هنوز به دنبال محلی برای زیارت در این دشت می گردد، هر کسی جایی نشسته و با چفیه یا چادرش، محلی برای زیارت درست کرده است اما گویا من در خوابم … کاش سیلی مرا بیدار کند.

به راستی من کیستم ؟

اینجا چه می کنم؟

کو دروس شاد ادبیات ؟ لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، وامق و عذرا، ویس و رامین و آنچه که چهارسال با آنها اخت گرفته ام.

چه کاره ام ؟ روزنامه نگار، معلم و پس اینجا چه می کنم؟!

ناگهان خیلی دیر می شود. در اتوبوسم حتی یک صلوات هم نفرستاده ام ،نه یک فاتحه، نه یک قطره اشک… من سرد سردم

در اتوبوس بغلی روحانی میانسالی در حال سخنرانی است. کاش ما هم روحانی همراه داشتیم.

معجزه می شود! یکی از زائران سی دی به دست سرگروهمان می دهد.  سی دی سخنرانی یک روحانی است. از طلاییه می گوید و از احساسش از همه چیزهایی که در ذهن من تبدیل به تگرگ های درشت سوال شده بودند.

در راه به مسیری که آمده ام می اندیشم و مثل یک معجزه تمام سؤالاتی که در ذهن داشتم پاسخ هایش راحت و آسان می شوند.

ساعاتی بعد  میهمان چند منطقه عملیاتی دیگر می شویم… طلاییه آنجا هم  گودال قتلگاه دارد و تازه من از شلمچه یاد گرفته ام چگونه باید زیارت کنم مناطق عملیاتی را … اشک چشمانم سیلاب شده اند و اولش خجالت می کشم، زیر چادر صورتم را پنهان می کنم اما انگار همه مثل من هستند … به اشک ها اجازه ریخته شدن می دهم

در این یادداشت دلم خواست به اندازه بی تجربگی بهمن سال ۸۱ بی تجربه و ساده برای شلمچه بنویسم اینکه :

معلم مهربانم سلام. سرزمین زیبایم سلام. صبحگاهت را دوست دارم. نماز ظهر در خاکت به افلاک رسانیده ام. غروبت اگر چه دلگیر است اما سوسوی هر ستاره ای، بندکشی آسمانت به زمین است تا آسمانی ام کند.

معلم صبورم سلام. ساعاتی که با ناپختگی بر دلت قدم گذاشتم و گاهی معترض به بودنم شدم چگونه تحمل کردی؟ هیچ به رویم نیاوردی! آغوش باز کردی و آنطور که بودم  میزبانی ام را پذیرفتی. تحفه ای بس کمیاب با دستان خودم از تنت یادگاری دادی.

ای جاوگر قلبم سلام. جادویت را آن زمان دیدم که تمام دانسته هایم در دانشگاه را بر باد دادی .مدرک دلداگی به شهدا را به دستانم نهادی، از دختری شر و شور به بسیجی از معلم به متعلم از روزنامه نگاری صفحه فرهنگی اجتماعی به نویسنده دفاع مقدس تبدیلم کردی .

هیچ می دانی؟ عجب سوالی می کنم حتما می دانی، معرفی چند شهید و شهیده را در کارنامه کاری ام دارم.. همه اش زیر سر توست می دانی !‌

معمار بزرگ زندگی ام سلام . به راستی من کم آورده بودم. در برابر گستردگی تو، آسمان زیبایت، حریم امن و خاک دامن گیرت. در آن ساعات زیارت تو را از دست دادم در حالیکه تو مرا می ساختی و من نمی دانستم و چه زیبا ساختی از نو . با خمیر مایه عشق

سلام بر تو که دانشگاهی شدی تا وقتی پا به سایر مناطق عملیاتی می گذارم در اولین کلام بگویم : « السلام علیک یا الیها الشهدا و الصدقین »‌ و وقتی خارج می شوم بگویم :« به امید دیدار»‌ در حالیکه دستانم را تمام مدت بر سینه ادب نهادم ام و کمر خم دارم.

پ.ن مهم : خبرنگاری حوزه دفاع مقدس من ۱۰ ساله شد

پ.ن : ۱۰ سال از نخستین حضورم در مناطق عملیاتی جنوب کشور می گذرد و همچنان تشنه اولین سفر خود هستم سفری که از ابتدا و انتهایش ملعمم شلمچه بود.

پ.ن : افسوس دیگر از آن شلمچه بکری که من دیدم چیزی باقی نمانده است .

پ.ن: آن خاک را هنوز در کمدم چون شیء محترمی نگه میدارم به راستی که خاک عجیب و خوش بویی است هر از گاهی دست تبرکی بر آن می  کشم.

پاسخی بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

  1. راهیان نور امسال رنگ و بوی مدافعان حرم به خود می گیرد - 87,167 بازدید
  2. دانلود رایگان کتاب عشق شیرین -۲۵۰صفحه-PDF - 49,534 بازدید
  3. تماس با ما - 37,699 بازدید
  4. دانلود/ آهنگ ماموریت سخت با صدای حامد زمانی + متن شعر - 32,337 بازدید
  5. درآمد علیخانی از «ماه عسل» چقدر است؟ - 27,914 بازدید
  6. به موج وبلاگی «من عاشق محمدم»بپیوندیم - 25,572 بازدید
  7. گلچینی از مطالب ارسالی به کمپین “دفاع از پاسپورت ایرانی” - 25,023 بازدید
  8. واکنش احمدی مقدم به تکذیبیه احمدی نژاد - 23,681 بازدید
  9. تعرفه تبلیغات در روایت نو - 22,334 بازدید
  10. گزارش تصویری فراخوان ” من، کلاس و معلم مهربانم “ - 21,998 بازدید
  11. اعلان جنگ شورای امر به‌ معروف به چشمان «فتنه‌ انگیز»! - 21,740 بازدید
  12. درباره ما - 21,090 بازدید
  13. نتیجه ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی چه شد؟ - 21,077 بازدید
  14. داستان زندگی مادر امام زمان (عج) نمایش رادیویی شد - 20,646 بازدید
  15. گلدون وبلاگی استان البرز/شماره ۷۹ - 20,143 بازدید
  16. نظر برخی وبلاگ نویسان استان البرز در مورد حماسه ۹ دی - 20,023 بازدید
  17. آزاد اندیشی یعنی رقص روی سن دانشگاه؟ - 19,590 بازدید
  18. افزایش سرعت فایرفاکس با استفاده از تکنیک HTTP Pipelining - 19,503 بازدید
  19. شاگرد ساوجبلاغی میرزای کلهر - 19,497 بازدید
  20. با رعایت این نکات، همیشه موهای زیبا داشته باشید - 13,143 بازدید
  21. موج وبلاگی:محکومیت سکوت غرب در قبال شهادت ۳مسلمان - 12,018 بازدید
  22. طول انگشتان دست چه چیزی درباره شما می‌گویند؟ - 11,976 بازدید
  23. یامهدی (عج) - 11,969 بازدید
  24. شیرینی زندگی با طعم شیرینی - 11,920 بازدید
  25. گلدون وبلاگی استان البرز/شماره ۸۱ - 11,901 بازدید
  26. سفرای ایرانی خلیج فارس را ترک کنند - 11,843 بازدید
  27. بهترین تغذیه در زنگ تفریح مدرسه - 11,786 بازدید
  28. پیکرهای چهار شهید مدافع حرم در قم تشییع می شود - 11,739 بازدید
  29. تفاوت حلم و صبر… - 11,618 بازدید
  30. مأموریت بررسى سانحه دو قطار مسافربرى در سمنان به پایان رسید/ گزارش‌ها به معاون اول رییس‌جمهور ارائه شد - 11,530 بازدید

قاضی‌پور: آقای آخوندی! از خدا نمی‌ترسید، بیت‌المال را بین خودتان تقسیم می‌کنید؟/ آخوندی: بابت هرگونه قصور از سوی خود و وزراتخانه‌ام در حادثه قطار پوزش می‌طلبم

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

معافیت دارندگان گرین کارت از فرمان ضدمهاجرتی ترامپ

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

از سوپر لابی برای پس گرفتن امضا تا شلیک مخالف برای استیضاح

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

استقلال ایران – الاهلی امارات/ منصوریان به دنبال ۳ امتیاز بین المللی از اسب های قرمز

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

هزینه سفرهای خانوادگی ترامپ در یک ماه با کل هزینه سفرهای اوباما در یک سال برابری می‌کند!

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

علی کریمی چه کامنتی برای رئیس جمهور گذاشت؟+عکس

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

حدیث امام حسن عسکری(ع)درباره دلبستگی

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

آسیب‌های جبران ناپذیر سونوگرافی برای زنان باردار

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

ترفندهایی که دندان‌هایتان را مثل مروارید سفید می‌کند

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

همین حالا رمز کارت بانکی خود را عوض کنید

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

برف روبی حرم حضرت امام رضا(ع) توسط بازیکنان تیم تراکتورسازی +عکس

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

موج جدید بارش ها پنج شنبه وارد کشور می‌شود

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

اجرای طرح زوج و فرد در کرج از یکم اسفند

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

جاده چالوس مسدود است/ مدارس ابتدایی تعطیل شد/ ساعت ۹ آغاز به کار مدارس راهنمایی و ابتدایی/ معابر استان لغزنده است

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

شباهت های طرح «آشتی ملی» با «نامه جام زهر» اصلاح طلبان به رهبر انقلاب

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

۸ ماده غذایی خواب آور و آرامش بخش

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

رفع چین و چروک‌های پیشانی با راهکارهای خانگی

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

در طول روز انرژی کم می‌آورید؟/خوراکی‌های انرژی‌زا را بشناسید

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

هدیه رهبر انقلاب به هیئت رزمندگان اسلام+عکس

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

نکاتی مهم در مورد حساسیت به پنی‌سیلین

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

۱۴واقعیت جالب و شنیدنی در مورد طلا که شما را شگفت زده خواهند کرد!+ تصاویر

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

۳ نکته مهم در مورد باتری گوشی که نمی‌دانید

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

کمیل قاسمی در کنار مادرش + عکس

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

سنگی برای حل اختلافات زناشویی/ صاحبان این مشاغل «فیروزه» همراه خود داشته باشند

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

مفتی اعظم سوریه: اگر ایران از آرمان فلسطین دست بردارد به تهران اجازه ساخت سلاح هسته‌ای را می‌دهند

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

ترامپ: رسانه‌های منتشر‌ کننده خبر جعلی، دشمن مردم آمریکا هستند!

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

تشکر توئیتری آمریکایی‌ها از هواداران ایرانی+ تصویر

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

آب و هوای کشور در ۳۰ بهمن ماه

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

حدیث امام صادق(ع)درباره نفاق

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

پیشگیری از کم خونی در کودکان با یک راهکار ساده

۰۱ اسفند ۱۳۹۵

آرشیو