تارخ انتشار خبر: شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۴
کد خبر : 87629
259 بازدید

شهید نوروز!

وبلاگ بیدمشک نوشت: شاید خاطره شهیدی برای روز نوروز ، اولین روز سال نشنیده باشید. این مطلبی است از دوست بسیار عزیزم حسین سلطانی در رابطه با پدر شهیدش در روز اول عید سال ۶۱ : به روایت حرف رک به نقل از وبلاگ بیدمشک : شهید عباس سلطانی  شاید خاطره شهیدی برای روز نوروز ، اولین روز سال [&hellip

وبلاگ بیدمشک نوشت:

شاید خاطره شهیدی برای روز نوروز ، اولین روز سال نشنیده باشید. این مطلبی است از دوست بسیار عزیزم حسین سلطانی در رابطه با پدر شهیدش در روز اول عید سال ۶۱ :

به روایت حرف رک به نقل از وبلاگ بیدمشک :

شهید عباس سلطانی 

شاید خاطره شهیدی برای روز نوروز ، اولین روز سال نشنیده باشید. این مطلبی است از دوست بسیار عزیزم حسین سلطانی در رابطه با پدر شهیدش در روز اول عید سال ۶۱ :

شب بیست‌ونهم اسفند سال هزارو سیصدو شصت بود که همه خانواده کنار هم بودیم، من،مادرو برادرانم مشغول تماشای تلویزیون، پدرم هم از فرط خستگی به خواب عمیقی رفته بود، آن چهره‌ی زیبا وبا ابهتش را هرگز فراموش نمی‌کنم با این که فردا روز عید بود و باید تدارک سفره‌ی هفت‌سین را می‌کردیم ولی چون پدر و مادرم درگیر مأموریت‌های سپاه بودند دل و دماغی برای این کار نداشتیم شور و حال انقلابی و مسائل و درگیریهای مربوط به مناطق کردنشین که سپاه ارومیه با آن دست و پنجه نرم می کرد اجازه‌ی حال و هوای دیگری را به خانواده نمی داد از طرفی هم، چون برادر بزرگترم که ما به اون«داداش بزرگ» می‌گفتیم در سال ۵۹ در جبهه آبادان به شهادت رسیده بود و پس از ۶ ماه پیکر مطهرش به ارومیه بازگشته بود، چهره‌ی  خانواده شهید را به ما می‌داد. ولی من و برادرانم که سن زیادی نداشتیم و به فکر بازی‌های کودکانه بودیم دوست داشتیم سفره‌ی هفت‌سین و شادی‌های عیدمان سر جای خودش باشد. دقیقا یادم نیست چه ساعتی سال تحویل شد، شب بود یا روز ولی صبح که شد از خانه زدم بیرون و به سراغ دوستان هم‌محله‌ای رفتم و مشغول ترقه‌بازی و بازی های دیگری شدیم، نزدیکای ظهر به خانه برگشتم دیدم خانه پر از میهمان است، خاله‌ها و دایی‌ها و عده‌ای از همسایه‌ها در خانه ما جمع بودند. یک سؤال بزرگ در ذهنم شکل گرفت که«چه خبره؟» یکی از خاله‌هایم به مادرم ‌گفت: چیزی نیست زخمی شده آوردنش بیمارستان «شیروخورشید» اتفاق خاصی نیافتاده، الآن می‌ریم به ملاقاتش. ناخودآگاه گفتم:”منم میآم” خاله‌ام گفت که «نمیشه» با اصرار و سماجتی که داشتم همراه مادرم سوار تاکسی شدیم تا خودمان را به بیمارستان برسانیم وقتی جلوی بیمارستان رسیدیم دیدیم که خیلی شلوغه جمعیتی پشت در بیمارستان ایستاده بودند مثل اینکه اتفاق خیلی مهمی افتاده، عده‌ای گریه می‌کردند و به سروصورتشان می‌زدند و عده‌ای هم با داد و قال سعی داشتند داخل بیمارستان شوند. جلوی در بیمارستان به دربان گفتند خانواده آقای سلطانی آمدند دربان اجازه ورود داد، قلبم داشت از جایش کنده می‌شد نمی‌دانستم با چه صحنه‌ای روبرو خواهم‌ شد. تصور زخمی شدن پدرم برایم سخت بود از طرفی هم شک داشتم که راستش را گفته باشند وقتی از در بیمارستان وارد حیاط شدیم ما را به سمت راست جایی که سردخانه قرار داشت هدایت کردند چند قدم مانده به سردخانه یکی از پرستاران زن بیمارستان جلویمان را گرفت و گفت ورود بچه‌ها ممنوع است مادرم گفت: “اون بچه نیست” من هم با گریه اصرار کردم اجازه دهند پدرم را ببینم. پرستار وقتی اصرار و گریه‌ام را دید اجازه داد رد شوم جلوی در سردخانه تعدادی جنازه که با پارچه سفیدی روی آنها را پوشانده بودند دیده می‌شد یک نفر مادرم را مستقیما به سمت یکی از آن پارچه‌های سفید راهنمایی کرد و پارچه را کنار زد در کمال بهت و ناباوری چهره‌ی پدرم را دیدم که با لباس سبز پاسداری در حالی که مشتی گره کرده داشت و معلوم بود در نفس‌های آخر ندای “ا…اکبر” بر زبان داشته با چشمانی باز به شهادت رسیده بود. مادرم با چهره‌ای برافروخته که حاکی از بغض و عداوت نسبت به دشمنان اسلام بود و با فریادی رسا شعار می‌داد: شهیدان زنده‌اند ا…اکبر، به خون آغشته‌اند ا…کبر،  این گل پرپر شده، فدای رهبر شده. همه‌ی جمعیتی که در آن محوطه ایستاده بودند گریه می‌کردند، من هم بغض گلویم ترکیده بود و به شدت گریه می‌کردم در آن حالت به پیکر پدرم نزدیک شدم و صورتش را بوسیدم و در دلم قول دادم لباس سبزش در میان خاک‌ها مدفون نشود. پدر عزیزم که معاون فرمانده عملیات سپاه ارومیه بود در درگیری با حزب منحله دموکرات که در روز اول عید سال ۱۳۶۱ قصد برهم زدن امنیت منطقه شمال غرب ارومیه را داشتند به همراه عده‌ای از هم‌رزمانش به شهادت رسیدند  او دومین شهیدی بود که در این خانواده تقدیم امام و انقلاب می‌شد.

پاسخی بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

  1. راهیان نور امسال رنگ و بوی مدافعان حرم به خود می گیرد - 86,614 بازدید
  2. دانلود رایگان کتاب عشق شیرین -۲۵۰صفحه-PDF - 48,217 بازدید
  3. تماس با ما - 37,129 بازدید
  4. دانلود/ آهنگ ماموریت سخت با صدای حامد زمانی + متن شعر - 31,054 بازدید
  5. درآمد علیخانی از «ماه عسل» چقدر است؟ - 27,359 بازدید
  6. به موج وبلاگی «من عاشق محمدم»بپیوندیم - 24,998 بازدید
  7. گلچینی از مطالب ارسالی به کمپین “دفاع از پاسپورت ایرانی” - 24,345 بازدید
  8. واکنش احمدی مقدم به تکذیبیه احمدی نژاد - 23,137 بازدید
  9. تعرفه تبلیغات در روایت نو - 21,788 بازدید
  10. گزارش تصویری فراخوان ” من، کلاس و معلم مهربانم “ - 21,433 بازدید
  11. اعلان جنگ شورای امر به‌ معروف به چشمان «فتنه‌ انگیز»! - 21,195 بازدید
  12. نتیجه ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی چه شد؟ - 20,544 بازدید
  13. درباره ما - 20,527 بازدید
  14. داستان زندگی مادر امام زمان (عج) نمایش رادیویی شد - 20,100 بازدید
  15. گلدون وبلاگی استان البرز/شماره ۷۹ - 19,591 بازدید
  16. نظر برخی وبلاگ نویسان استان البرز در مورد حماسه ۹ دی - 19,485 بازدید
  17. آزاد اندیشی یعنی رقص روی سن دانشگاه؟ - 19,045 بازدید
  18. افزایش سرعت فایرفاکس با استفاده از تکنیک HTTP Pipelining - 18,971 بازدید
  19. شاگرد ساوجبلاغی میرزای کلهر - 18,957 بازدید
  20. با رعایت این نکات، همیشه موهای زیبا داشته باشید - 13,131 بازدید
  21. موج وبلاگی:محکومیت سکوت غرب در قبال شهادت ۳مسلمان - 12,006 بازدید
  22. طول انگشتان دست چه چیزی درباره شما می‌گویند؟ - 11,965 بازدید
  23. یامهدی (عج) - 11,952 بازدید
  24. شیرینی زندگی با طعم شیرینی - 11,907 بازدید
  25. گلدون وبلاگی استان البرز/شماره ۸۱ - 11,855 بازدید
  26. سفرای ایرانی خلیج فارس را ترک کنند - 11,833 بازدید
  27. بهترین تغذیه در زنگ تفریح مدرسه - 11,766 بازدید
  28. پیکرهای چهار شهید مدافع حرم در قم تشییع می شود - 11,719 بازدید
  29. تفاوت حلم و صبر… - 11,609 بازدید
  30. مأموریت بررسى سانحه دو قطار مسافربرى در سمنان به پایان رسید/ گزارش‌ها به معاون اول رییس‌جمهور ارائه شد - 11,513 بازدید

ساختمان پلاسکو کاملا فروریخت/ گروهی از آتش‌نشان‌ها زیر آوار گرفتار شدند+ فیلم و عکس

۳۰ دی ۱۳۹۵

گفت‌وگوی آیت‌الله بهجت و امام رضا(ع)/ در گرفتاری‌ها به چه کسی پناه ببریم + صوت

۳۰ دی ۱۳۹۵

آتش سوزی گسترده در پاساژ پلاسکو مهار شد/ تداوم عملیات برای ایمن سازی کامل محل حادثه

۳۰ دی ۱۳۹۵

خسارت شرکت واحد به ماشین خانم بازیگر/ مخالفت هنرمندان با مصوبه جدید مجلس

۳۰ دی ۱۳۹۵

حدیث پیامبراکرم(ص) درباره شریک شیطان

۳۰ دی ۱۳۹۵

اهمیت مصرف تخم مرغ آب پز در صبحانه

۳۰ دی ۱۳۹۵

بیماری هایی که پس از مصرف سس مایونز سراغ انسان می آیند

۳۰ دی ۱۳۹۵

آرد کپک زده مورد تایید من نیست/ سبوس گندم خطر ابتلا به سرطان روده و گوارش را کاهش می دهد

۳۰ دی ۱۳۹۵

حسودها بخوانند

۳۰ دی ۱۳۹۵

سیم‌کارت‌های بی‌هویت فردا قطع کامل می‌شوند

۳۰ دی ۱۳۹۵

پاسخ مرحوم کافی به زن بی‌حجاب

۳۰ دی ۱۳۹۵

روزنامه‌های ورزشی سی ام دی ماه

۳۰ دی ۱۳۹۵

طنز اصطلاحات را بهتر یاد بگیریم

۳۰ دی ۱۳۹۵

یادداشت سفیر ژاپن در ایران به زبان فارسی در نکوداشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی+ عکس

۳۰ دی ۱۳۹۵

آب و هوای کشور ۲۹ دی ماه/ هوای پایتخت همچنان آلوده است + جدول

۳۰ دی ۱۳۹۵

از اعتراض رامبد جوان به آلودگی هوا تا توصیه‌های باغبان پیر شهر تهران + فیلم

۳۰ دی ۱۳۹۵

سخنگوی شورای نگهبان:بین ۶ تا ۷ میلیون تومان حقوق می‌گیرم

۳۰ دی ۱۳۹۵

دعایی که به وقت رسوایی از گناه دستمان را می‌گیرد

۳۰ دی ۱۳۹۵

وقتی «کوادکوپتر»ها بلای جان مردم می‌شوند/ ارتقای رفاه و لذت یا تهدید سطح امنیت؟ +تصاویر

۳۰ دی ۱۳۹۵

راهکارهایی برای خوش‌اخلاقی با دیگران

۳۰ دی ۱۳۹۵

بین شومینه و انواع بخاری کدام را انتخاب کنیم؟

۳۰ دی ۱۳۹۵

سرمای شدید در راه پایتخت/ تهران یخ می زند

۳۰ دی ۱۳۹۵

حقوق شهدای فاجعه منا چه شد؟!

۳۰ دی ۱۳۹۵

بهترین زنان از نگاه بهترین زن

۳۰ دی ۱۳۹۵

حجاب از جمله سرمایه‌های ملی است

۳۰ دی ۱۳۹۵

ماسک بزنیم یا نزنیم

۳۰ دی ۱۳۹۵

خانه‌ی این ستاره‌ی فوتبال، ۱۹۵ میلیارد تومان می‌ارزد!/ از تماشای همچین خانه‌ای متعجب می‌شوید! +تصاویر

۳۰ دی ۱۳۹۵

اخطار؛ این میوه‌ها را با هم نخورید

۳۰ دی ۱۳۹۵

صدور قرار مجرمیت برای مدیر مسئول رمزعبور با شکایت مهدی هاشمی

۳۰ دی ۱۳۹۵

توهین بزگترین فروشگاه اینترنتی جهان به پرچم کشور ایران +تصاویر

۳۰ دی ۱۳۹۵

آرشیو