تارخ انتشار مطلب: دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۲ - ۲۰:۱۰
268 بازدید
امتیاز :

حکایتی زیبا از تنها دیدار امام خمینی و آیت‌الله قاضی طباطبایی

وبگاه “هیئت مذهبی محبین پیامبر اعظم (ص) ” نوشت: نقل از آیت الله سید احمد نجفی- در نجف مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی که پدر زن اینجانب بود بعضی از مسایلی را که می خواست برای امام رخ بدهد. از قبل می دانست و به من هم می گفت. من به ایشان عرض [&hellip

وبگاه “هیئت مذهبی محبین پیامبر اعظم (ص) ” نوشت:

نقل از آیت الله سید احمد نجفی- در نجف مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی که پدر زن اینجانب بود بعضی از مسایلی را که می خواست برای امام رخ بدهد. از قبل می دانست و به من هم می گفت. من به ایشان عرض کردم شما از کجا این مسایل را می دانید؟ ایشان قضیه ای را نقل کردند که: ما در خدمت مرحوم آیت الله حاج سید علی قاضی که استاد اخلاق بزرگانی مانند آقای بهجت، مرحوم آقای قوچانی، مرحوم آقای میلانی و… بودند حاضر بودیم. هر روز به محضر ایشان می رفتیم و استفاده می کردیم.
یک روز دو نفر از شاگردهایی که هر روز به محضر مرحوم قاضی مشرف می شدند خبر دادند که آقای حاج آقا روح الله خمینی (امام در آن زمان به این لقب معروف بودند) به نجف آمده انداین سفر قبل از تبعید امام بوده است و می خواهند با شما ملاقات کنند. ما که سمت شاگردی امام را داشتیم خوشحال شدیم که در این ملاقات استاد ما (حضرت امام) در حوزه قم معرفی می شود. چون اگر شخصی مثل مرحوم قاضی ایشان را می پسندید برای ما خیلی مهم بود.
روزی معین شد و امام تشریف آوردند ما هم در کتابخانه آقای قاضی نشسته بودیم وقتی امام به آقای قاضی وارد شدند به ایشان سلام کردند . روش مرحوم آقای قاضی این بود که هر کس به ایشان وارد می شد جلوی او هر کس که بود بلند می شد و به بعضی هم جای مخصوصی را تعارف می کرد که بنشینند ولی وقتی امام وارد شدند آقای قاضی جلوی امام بلند نشدند و هیچ هم به ایشان تعارف نکردند که جایی بنشینند امام هم در کمال ادب دو زانو دم در اتاق ایشان نشست. طلاب و شاگردان امام که در آن جلسه حاضر بودند ناراحت شدند که چرا مرحوم آقای قاضی در برابر این مرد بزرگ و فاضل و وارسته حوزه قم بلند نشدند. آن دو نفری که معرف امام به آقای قاضی بودند هم وارد شدند و در جای همیشگی خودشان نشستند.
بیش از یک ساعت مجلس به سکوت تام گذشت و هیچ کس هم هیچ صحبتی نکرد. امام هم در تمام این مدت سرشان پایین بود و به دستشان نگاه می کردند. مرحوم قاضی هم همینطور ساکت بودند و سرشان را پایین انداخته بودند.
بعد از این مدت ناگهان مرحوم قاضی رو کردند به من و فرمودند آقای حاج شیخ عباس (قوچانی) آن کتاب را بیاور. من به تمام کتابهای ایشان آشنا بودم چون بعضی از این کتابها را شاید صد مرتبه یا بیشتر خدمت آقای قاضی آورده بودم و مباحثی را که لازم بود بررسی کرده بودم. تا ایشان گفتند آن کتاب را بیاور من دستم بی اختیار به طرف کتابی رفت که تا آن وقت آن کتاب را در آن کتابخانه ندیده بودم حتی از آقای قاضی نپرسیدم کدام کتاب. مثلا کتاب دست راست، دست چپ، قفسه بالا . همانطور بی اراده دستم به آن کتاب برخورد آن را آوردم و آقای قاضی فرمودند آن را باز کن. گفتم آقا چه صفحه ای را باز کنم؟ فرمودند هر کجایش که باشد من هم همین طوری کتاب را باز کردم دیدم که آن کتاب به زبان فارسی است و لذا بیشتر تعجب کردم. چون طی چند سالی که من در خدمت آقای قاضی بودم این کتاب را حتی یک مرتبه هم ندیده بودم حتی جلد آن را هم ندیده بودم کتاب را که باز کردم دیدم اول صفحه نوشته شده حکایت. گفتم آقا نوشته شده حکایت. فرمود، باشد بخوان. مضمون آن حکایت آن بود که یک مملکتی بود که در آن مملکت سلطانی حکومت می کرد. این سلطان به جهت فسق و فجور و معصیتی که از ناحیه خود و خاندانش در آن مملکت رخ داد به تباهی دینی کشیده شد و فساد در آنجا رایج شد عالم بزرگوار و مردی روحانی و الهی علیه آن سلطان قیام کرد. این مرد روحانی هر چه آن سلطان را نصیحت کرد به نتیجه ای نرسید لذا مجبور شد علیه سلطان اقدام شدیدتری بکند. پس از این شدت عمل، سلطان آن عالم دینی را دستگیر و پس از زندان او را به یکی از ممالک مجاور تبعید کرد. بعد از مدتی که آن عالم در مملکتی که در مجاور مملکت خودش بود در حال تبعید به سر می برد آن سلطان مجددا او را به مملکت دیگری که اعتاب مقدسه (قبور ائمه اطهار) در آن بودند تبعید کرد. این عالم مدتی در آن شهری که اعتاب مقدسه بود زندگی کرد تا اینکه اراده خداوند بر این قرار گرفت که این عالم به مملکت خود وارد شد و آن سلطان فرار کرد و در خارج از مملکت خود از دنیا رفت و زمان آن مملکت به دست آن عالم جلیل القدر افتاد و به تدریج به مدینه فاضله ای تبدیل شد و دیگر فساد تا ظهور حضرت بقیه الله به آن راه نخواهد یافت.
مطلب که به اینجا رسید حکایت هم تمام شد. عرض کردم آقا حکایت تمام شد، حکایت دیگر هم هست فرمود: کفایت می کند کتاب را ببند و بگذار سر جای خودش گذاشتم. همه ما که هنوز از حرکت آقای قاضی ناراحت بودیم که چرا جلوی امام بلند نشدند بیشتر متعجب شدیم و پیش خود گفتیم که چرا به جای اینکه ایشان یک مطلب عرفانی، فلسفی و علمی را مطرح کنند که آقای حاج آقا روح الله آن را برای حوزه قم به سوغات ببرند فرمودند حکایتی خوانده شود.
نکته مهمی که در برخورد آقای قاضی با امام خیلی مهم بود این است که آن دو نفری که امام را همراهی می کردند وقتی از جلسه بیرون آمدند چون این برخورد آقای قاضی با امام برای آنها خیلی سنگین بود به امام عرض کردند: آقای قاضی را چگونه یافتید؟ امام بی آنکه کوچکترین اظهار گله ای حتی با اشاره دست یا چشم بکنند، سه بار فرمودند: من ایشان را فردی بسیار بزرگ یافتم . بیشتر از آن مقداری که من فکر می کردم.

این عبارت امام نشان می داد که کمترین اثری از هوای نفس در امام نبود. چون هر کس در مقام و موقعیت علمی ایشان در حوزه قم بود و با او این برخورد و کم توجهی می شد اقلا یک سر و دستی تکان می داد که با این حرکت می خواهد بگوید برای من این مهم نیست ولی آن حرکات آقای قاضی (که قطعا حساب شده و شاید برای امتحان و اطلاع از قدرت روحی امام بود) کوچکترین اثری در ایشان ایجاد نکرد که نفس امام را به حرکت وادارد و این خیلی قدرت می خواهد که ایشان نه تنها با آقای قاضی مقابله به مثل نکردند بلکه به او تعظیم هم نمودند و ما در تمام ابعاد و حالات امام (اعم از حالات چشم و سکنات ایشان) به حقیقت دریافتیم که این مطلب را که در مورد آقای قاضی می فرمایند از روی صدق و صداقت است. بر عکس ما که تمام وجودمان بسته به تعارفات بی پایه و ساختگی است، امام تمام این حالات نفسانی را پی کرده و در خود کشته بودند.
این قضیه مربوط به قبل از جریان پانزده خرداد است که امام به ایران بازگشتند و به قم آمدند. هر کس از فضلا و طلاب از امام در مورد آقای قاضی می پرسیدند ایشان بسیار از او تجلیل می نمود و می فرمود کسانی که در نجف هستند باید از وجود ایشان خیلی استفاده بکنند.

بعدها مرحوم آقای قوچانی در جریان مقدمات انقلاب هر حادثه ای که پیش می آمد می فرمود این قضیه هم در آن حکایت بود بعد مکرر می گفتند که آقای حاج آقا روح الله قطعا به ایران باز می گردند و زمام امور ایران به دست ایشان خواهد افتاد. لاجرم بقیه چیزها هم تحقق پیدا خواهد کرد و هیچ شکی در این نیست. لذا پس از پیروزی انقلاب که امام به قم آمدند مرحوم قوچانی از اولین کسانی بود که به ایران آمد و با امام بیعت کرد.

 

پاسخی بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

  1. راهیان نور امسال رنگ و بوی مدافعان حرم به خود می گیرد - 85,833 بازدید
  2. دانلود رایگان کتاب عشق شیرین -۲۵۰صفحه-PDF - 46,049 بازدید
  3. تماس با ما - 36,326 بازدید
  4. دانلود/ آهنگ ماموریت سخت با صدای حامد زمانی + متن شعر - 29,415 بازدید
  5. درآمد علیخانی از «ماه عسل» چقدر است؟ - 26,567 بازدید
  6. به موج وبلاگی «من عاشق محمدم»بپیوندیم - 24,106 بازدید
  7. گلچینی از مطالب ارسالی به کمپین “دفاع از پاسپورت ایرانی” - 23,355 بازدید
  8. واکنش احمدی مقدم به تکذیبیه احمدی نژاد - 22,353 بازدید
  9. تعرفه تبلیغات در روایت نو - 20,996 بازدید
  10. گزارش تصویری فراخوان ” من، کلاس و معلم مهربانم “ - 20,647 بازدید
  11. اعلان جنگ شورای امر به‌ معروف به چشمان «فتنه‌ انگیز»! - 20,430 بازدید
  12. نتیجه ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی چه شد؟ - 19,778 بازدید
  13. درباره ما - 19,711 بازدید
  14. داستان زندگی مادر امام زمان (عج) نمایش رادیویی شد - 19,318 بازدید
  15. گلدون وبلاگی استان البرز/شماره ۷۹ - 18,781 بازدید
  16. نظر برخی وبلاگ نویسان استان البرز در مورد حماسه ۹ دی - 18,706 بازدید
  17. آزاد اندیشی یعنی رقص روی سن دانشگاه؟ - 18,276 بازدید
  18. افزایش سرعت فایرفاکس با استفاده از تکنیک HTTP Pipelining - 18,213 بازدید
  19. شاگرد ساوجبلاغی میرزای کلهر - 18,194 بازدید
  20. با رعایت این نکات، همیشه موهای زیبا داشته باشید - 13,096 بازدید
  21. موج وبلاگی:محکومیت سکوت غرب در قبال شهادت ۳مسلمان - 11,984 بازدید
  22. طول انگشتان دست چه چیزی درباره شما می‌گویند؟ - 11,929 بازدید
  23. یامهدی (عج) - 11,916 بازدید
  24. شیرینی زندگی با طعم شیرینی - 11,874 بازدید
  25. سفرای ایرانی خلیج فارس را ترک کنند - 11,804 بازدید
  26. گلدون وبلاگی استان البرز/شماره ۸۱ - 11,775 بازدید
  27. بهترین تغذیه در زنگ تفریح مدرسه - 11,738 بازدید
  28. پیکرهای چهار شهید مدافع حرم در قم تشییع می شود - 11,692 بازدید
  29. تفاوت حلم و صبر… - 11,580 بازدید
  30. مأموریت بررسى سانحه دو قطار مسافربرى در سمنان به پایان رسید/ گزارش‌ها به معاون اول رییس‌جمهور ارائه شد - 11,498 بازدید

عکس/ عجیب ترین صحنه از دیدار استقلال-تراکتورسازی

۲۱ آذر ۱۳۹۵

حمایت دو مرجع تقلید از تولید سریال حضرت موسی(ع)

۲۱ آذر ۱۳۹۵

زمان طلایی تربیت کودک

۲۱ آذر ۱۳۹۵

چطور مقابل سرطان سینه شکست‌ناپذیر شویم؟

۲۱ آذر ۱۳۹۵

فیلمسازان غایب فجر ۳۵ چه کسانی هستند؟

۲۱ آذر ۱۳۹۵

حدیث امام علی(ع) درباره جوانان

۲۱ آذر ۱۳۹۵

سیاستمداران آمریکایی خواستار غرق کردن قایق‌های ایران در خلیج فارس شدند

۲۱ آذر ۱۳۹۵

مأموریت بررسى سانحه دو قطار مسافربرى در سمنان به پایان رسید/ گزارش‌ها به معاون اول رییس‌جمهور ارائه شد

۲۱ آذر ۱۳۹۵

روزنامه‌های ورزشی بیستم آذر ماه

۲۱ آذر ۱۳۹۵

منصوریان: گل دوم آفساید نبود/ تقویت کادر فنی به دلیل گل خوردن در نیمه دوم منطقی نیست

۲۱ آذر ۱۳۹۵

گله کاربران استقلالی از باخت روز گذشته این تیم+نظرات

۲۱ آذر ۱۳۹۵

مناجات پسری هفت ساله با امام زمان

۲۱ آذر ۱۳۹۵

پژوهش یک شرق شناس درباره طالقان آخرالزمان

۲۱ آذر ۱۳۹۵

آنها که انتقاد می‌کردند، همین روزها را می‌دیدند/ آغازگر دعوا مستحق “توبیخ” است

۲۱ آذر ۱۳۹۵

اوباما: با امضای برجام توانستیم بدون نیاز به بمباران، بر تهدیدی بزرگ فائق آییم!

۲۱ آذر ۱۳۹۵

دعای امام زمان (عج)برای شیعیانش چیست؟

۲۱ آذر ۱۳۹۵

از غر زدن هادی کاظمی تا حضور یک داعشی در هواپیمای بهداد سلیمی + فیلم

۲۱ آذر ۱۳۹۵

چگونه جوانان را به خواندن نماز مشتاق کنیم؟

۲۱ آذر ۱۳۹۵

شب های زمستان با سریال های جدید رسانه ملی گرم می شود

۲۱ آذر ۱۳۹۵

فروش «سلام بمبئی» به ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان رسید/ «یتیم‌خانه ایران» به مرز میلیاردی شدن نزدیک شد

۲۱ آذر ۱۳۹۵

تصوری غلط درخصوص تعداد یاران حضرت(عج)/ مأموریت های سربازان خاص امام زمان(عج) چیست

۲۱ آذر ۱۳۹۵

حدیث امام کاظم(ع)درباره ظهور

۲۱ آذر ۱۳۹۵

ردپای «جنین سقط شده» در این برندهای معروف مواد غذایی+ اسامی

۲۱ آذر ۱۳۹۵

آیا لامپ‌های کم‌مصرف سرطان‌زاست؟

۲۱ آذر ۱۳۹۵

اولین پاتک نفتی ایران به داماتو

۲۱ آذر ۱۳۹۵

مهمانداری که در سانحه قطار سمنان مفقود شد

۲۱ آذر ۱۳۹۵

مانند بهار

۲۱ آذر ۱۳۹۵

کورش و نیازهای ایران معاصر از دیدگاه استاد حکمت الله ملاصالحی

۲۱ آذر ۱۳۹۵

پوستر با کیفیت آغاز امامت عصر (عج)+دانلود

۲۱ آذر ۱۳۹۵

قالب وبلاگی زیبا برای مدافع حرم شهید سید رضا مراثی

۲۱ آذر ۱۳۹۵

آرشیو